تبليغاتX
<-این منم مهاجر تنها->

JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes
این منم مهاجر تنها

چه زود در گذر زمان برایت تنها خاطره ای شدم.خاطره ای که از خاطرت پاک شد
 
مهاجر

 

تاریخچه ی گذشته ی مهاجر

 

هم سفر های مهاجر

 

آرشيو مطالب

 

دیدنی ها

 



محبت گربه ای...

یه مطلب دزدی براتون می ذارم

البته چون خیلی ازش خوشم اومد......

 

فداكاری گربه‌های مهربان
پليس در شهر «مسيونيس» آرژانتين پسر بچه يك ساله‌ای را در در جمع چندين گربه ولگرد كه ته مانده غذای خود را با او قسمت كردند و او را گرم نگه داشتند، پيدا كرد.

اين پسر بچه يك ساله كه روزها بود گم شده بود توسط يك افسر پليس در حالی پيدا شد كه در كف يك جوی فاضلاب افتاده بود و جمعی از گربه‌های ولگرد او را ليس می‌زدند و او را گرم نگه داشته بودند.

اطراف اين پسر بچه مقداری پس مانده غذا بود كه گربه‌ها برايش جمع كرده بودند.

به گفته اين افسر پليس او وقتی به اين بچه نزديك شدم و او را پيدا كردم گربه‌های اطرافش به من حمله كردند و نمی‌گذاشتند به او نزديك شوم. گربه‌ها دور او جمع شده بودند و او را گرم می‌كردند. من حدس می‌زنم گربه‌ها كاملا متوجه شده بودند كه اين كودك نياز به مراقبت دارد و بايد از سرما حفظ شود.

به گفته پزشكان گرمای بدن گربه‌ها اين كودك را از سرما و يخ زدگی نجات داده است، سرمايی كه می‌توانست او را بكشد.

پدر اين كودك كه يك بی‌خانمان است به پليس گفت چند روز پيش كودكش ناگهان ناپديد شده بود و نتوانسته بود او را پيدا كند...


بیست و سوم دی 1387 به خط خطی parisa



Blog Skin