|

یک زوج در اوایل 60سالگی در یک رستوران رومانتیک و زیبا 35 سالگرد ازدواجشون رو جشن گرفته بودن که ناگهان یک پری کوچک بین میزشان ظاهر شد و گفت : چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستید و در تمام این سالها وفادار موندیدهر کدامتون می تونید یک آرزو بکنید که من برآوردش خواهم کرد.....
خانم گفت: اوووووووووووووووووووووه من می خواهم به همراه همسر عزیزم دور دنیا رو سفر کنم...
پری چوبش رو تکان داد و دو تا بلیط برای خطوط هوایی جدید و شیک در دستان زن ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت:خب این خیلی رمانتیکه و فقط یکبار در زندگی اتفاق می افته ، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوونتر از خودم داشته باشم...!
خانم و پری سخت نا امید شده بودن ولی خب آرزو آرزوی دیگه..!!!!
پری چوب جادوییش رو تکون داد و ......آقا 92 ساله شد!
پیام اخلاقی: مردها شاید موجودات نا سپاسی باشن ، ولی پری ها مونث هستن!

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم... استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند... آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود..؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
|