تبليغاتX
<-این منم مهاجر تنها->

JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes
این منم مهاجر تنها

چه زود در گذر زمان برایت تنها خاطره ای شدم.خاطره ای که از خاطرت پاک شد
 
مهاجر

 

تاریخچه ی گذشته ی مهاجر

 

هم سفر های مهاجر

 

آرشيو مطالب

 

دیدنی ها

 



اگه تا روز قیامت...

 

وقتي بود اينا رو نمي دونستم , اما حالا كه ديگه نيست ... مدتهاست که نیست ، خیلی روز و خیلی ساعت و خیلی ماه ... اما خدا می دونه که یه روز هم فراموشش نکردم.

مثل یه دیوونه دوسش داشتم اما نمی دونم چی شد که یه دیوار بلند از خوب و بدا ساخته بودم که اونو ازم گرفت.واسه عشق مرزی نیست چون تو عشق عقل معنی نداره ، غافل از اینکه عشقمو زیر پوشش احمقانه ی عقل مخفی کرده بودم.

چقدر دلم می خواد که بودی ...

یادته همیشه می گفتی خودت باش؟ حالا من خودم شدم اما این چه منیه که تو رو نداره ...؟؟؟

امروز باز تو اوج خستگیام یاد شونه های مهربونت افتاده بودم، یادته، شونهات که هر وقت خسته بودم سرمو روشون جا می دادی و وای که چه حس قشنگ و آرومی داشتم انگار که از کل دردای دنیا یکجا آزاد می شدم و دیگه دردی تو دنیا نبود ...

چقدر دلم تنگ شده واسه نگاه چشمات ، واسه اون خنده های جادوییت که منو بکنه و جدا کنه از غصه های زمینی این دنیای تاریکم و ببره تا اوج آسمونی شدن ...

حالا روزی صدبار آرزوم اینه که کاش بزرگ شدن برامون مفهومی نداشت تا شاید تو شفافیت رویاهای پاکمون تلخی قصه ی رفتنت و تنها شدنم اونم با حرفای پر از بهونت جایی پیدا نمی کرد....

خورد شده بودم ، خورده هام آتیش گرفت ... شعله هام خاکسترم کرد و حالا خاکسترم به باد می ره ....

لباسای قشنگ ، صورت زیبا ، کادو های رنگارنگ کدوم وکدوم خاطرتو از ذهنم پاک می کنه؟ ببین فقط ببین که دیگه جز تو هیچ کس رو ندارم، هیچکس ...

آخ که قصه ی زندگیم چه قصه ی تلخی بود و عمر لحظه های داشتنت چه کوتاه وحید رویاهای من .....

 

اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم به راه تومی مونم با دلی پر از صداقت

اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه

اگه نقش قصه ها شی مه روی قله هاشی بری از من جداشی اگه باشی یا نباشی

اگه جای تو به این دل همه دنیا رو ببخشن می گذرم از هر چه دارم اگه باشی عاشق من

اگه زنجیر به پاهام اگه قفل و اگه سربند می رسم هرجا که باشی به تو و عشق تو سوگند

اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذره ای کمتر دل من داغ تو داره تا ابد تا روز آخر

اگه با یه قلب تب دار بشم از عشق تو بیمار یا وجود عاشقم رو ببرن تا چوبه ی دار

اگه زندگیم فناشه طعمه ی عشق تو باشه یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جداشه

اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی مهربون یا خود پرستی هرکه هستی هر چه هستی

نه فقط عاشقت هستم  مرهمی رو قلب خستم این تویی که می پرستم سر سپرده ی تو هستم

نه فقط عاشقت هستم  مرهمی رو قلب خستم این تویی که می پرستم تو بتی من بت پرستم

 


بیست و سوم فروردین 1388 به خط خطی parisa



Blog Skin