|
می بینی خراب و داغونت شدم ، سوختم
خوشی تو رو به تنهایی خود فروختم
اگه ارزون تو رو دادم به یه دنیایی که خود نیستم
چونکه من زاده ی دردمو با درد و غم غریب نیستم
غریب نیستم
غریب نیستم

گاهی وقتا بی خبر می یام کنار پنجره ات
تا یه کم ببینمت آخ که دلم تنگ واست
خوشم از شادی تو وقتی می خندی با رقیب
تو دلم تازه میشه یه درد کهنه ی غریب
همه دردا رو کشیدم جز این درد عاشقی
سهم من از باغ عشق شد گل زرد عاشقی
آی دلم ببخش اگه یه درد تازه ای اومد
آخرین فصل غم ماست فصل سرد عاشقی
|