تبليغاتX
<-این منم مهاجر تنها->

JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes
این منم مهاجر تنها

چه زود در گذر زمان برایت تنها خاطره ای شدم.خاطره ای که از خاطرت پاک شد
 
مهاجر

 

تاریخچه ی گذشته ی مهاجر

 

هم سفر های مهاجر

 

آرشيو مطالب

 

دیدنی ها

 



نیما....
 

 

 

مدتی بود که می شناختمش..

یه جورایی رفاقتی بود، بهش می گفتم داداش نیما، همون جمله ای که همیشه کلی کفریش می کرد. میگفت انقدر بهم نگو داداشی تو برام از خواهر هم عزیزتری.اما من باز می خندیدمو می گفتم : نه همون داداشی...

شنیده بودم قبلا اونم قرص مصرف می کرده اما مدتی بود که دیگه ترک کرده بود اما نمی دونستم چرا هنوزم با اون بچه ها گهگاهی می پرید.

گاهی اوقات می دیدمش ، می دونست که یه جورایی تنهام خیلی ازاوقات سعی می کرد یه جایی رو تو لحظه هام پر بکنه اما معمولا با درای بسته ی من روبرو می شد...

بارها سر همین رفتارها بگو مگو داشتیم اما زیر بار نمی رفتمو نیما هم حاضر به کوتاه اومدن نبود.

بدون درک اینکه من چی میگم بازم تلاش می کرد.

تا اینکه اصرار به ترک کرد. می گفت باید ترک کنی هر چی رو که معتاد و پا بندت می کنه باید ترک کنی...

می گفت باید از این مرداب بیای بیرون وگرنه زندگی غرقت میکنه اما من...

باوری به حرفاش نداشتم ، ازش فاصله می گرفتم تا نشنوم...تا ندونم...تا نبینم...

می گفت بمون ، بمون و ترک کن وگرنه من ترکت می کنم.

حرفش برام مفهومی نداشت.می گفتم منکه معتاد نیستم تفریحی میزنم هر وقت هم که بخام تمومش میکنم اما این تفریح تنها چیزیه که زندگی رو قالب تحمل می کنه ، تازه می خندیدمو می گفتم :  کنارم کسی نیست که ترکم کنه، من تنهام و بودن و نبودنت تنهاترم نمی کنه...

گفتمو رفت...

صبح که از خواب بیدار شدم رو صفحه ی موبایلم چشمم به اس ام اسی افتاد که نیمه شب برام فرستاده بود.

" گفتی برو ومن رفتم ، رفتنی که برگشتی نداره ، رفتم از کنار تویی که هیچ وقت منی رو که کنارت بودم و ندیدی ،رفتم منی که نبودنت خیلی تنهاترم کرد، تو شاید تنها نبودی اما نبودنت نیما رو تنهاترش کرد....  نیما "

حرفاش گیجم کرد با خوندن دوباره پیامش بی اختیار شمارشو گرفتم اما این پیام منشی رو گوشیش بود:

 

" مشترک تنهای شما به سوی ابدیت شتافت ...!"

 

 


سی ام خرداد 1388 به خط خطی parisa



افسوس...
 

 

 

دیشب به معنای واقعی کلمه دلم شکست...

این کردار از  ایرانی بعید بوددد!!

 

از مجموع حدودا 40 میلیون رای دهنده 24 میلیون رای به احمدی نژاد بود... هممون می دونیم که حقیقت همینه اما انگار دیگه به ما هم سرایت کرده که بگیم دروغه !!!

اونهایی که بودن منصفانه بگن که چقدر به اموال عمومی خسارت وارد شد؟

اینها انصاف بوددد؟

اینها دفاع از حقوق ملت بود؟!!!!

 

این چه حرفیه که همه میگن تقلب شده ! رای ما رو خوردن ! دروغ گفتن ! اونهم در حالیکه هممون می دونیم حرفی که می زنیم غیر ممکنه.

یکی به من بگه تو کدوم حوزه شمارش رای نماینده ای از همین آقای موسوی حضور نداشته که بقیه تونستن در شمارش تقلب کنن؟

اصلا مگه کسی می تونست همچین کاری بکنه اونم در شرایطی که شخصیتهای بزرگ بزرگی هم پشت سر این قضایا بودن و هستن ، کی اصلا با این توصیفات جرات چنین کاری رو داشته؟

امروز سری به چت رومها هم زدم  که خیلی ها بقیه رو تشویق به شورش می کردن!

اما یکی نبود که بگه واسه ی چی؟

چون رایتونو خوردن؟!

آخه این حرفتون شدنیه ؟ مگه ندیدین چطور فقط با یه کلمه ی دروغ میگی پشت احمدی نژاد و خالی میکردن ؟ کله گنده های مملکت که همه پشت موسوی رو گرم کرده بودن کی مونده بود که بیاد و تقلب بکنه؟

 

اصلا اگه تقلبی بود همینا مگه یه لحظه هم فرصت به احمدی نژاد

 می دادن؟؟؟؟

نه من باور نمیکنم...اعتراف کنیم که این برای خیلی ها فقط یه بازی بچه گانه بود...!

چرا بعضی ها انتظار دارن که بعد اعلام نتایج  وقتی طرف دیگه رییس جمهور مملکت اعلام شده وقتی می رن تو خیابونا و بی خیال چشماشونو می بندنو دهنشونو باز می کنن هیشکی حتی نیاد بگه که بالای چشتون ابرو؟؟؟؟!!!

مگه قبل انتخابات کم های و هوی و داد و بیداد راه انداختن؟

تو کدوم کشوری بعد از انتخابات به مخالفا پاداش می دن که اینجا هم ما ها این انتظاراتو داریم؟

 دنیا دیروز به دموکراسی محض تو کشور ما اعتراف کرد ، چرا راحت فقط از سر احساسات خودمون چشمامونو می بندیمو میگیم دولت دیکتاتوره؟!!!

دیکتاتور ؟؟؟؟!!!!!!!

 

من تعریف نمی کنم اما مخالفا فقط یه کلمه بگن مگه احمدی نژاد چه ضررو بدی بهشون رسونده که اینهمه قدر نشناس شدیم؟

نمی دونم اصلا تا حالا جنجال و هیاهو بهشون فرصت داده که فقط واسه چند لحظه 4 سال گذشته رو با قبل مقایسه کنن؟

یعنی واقعا مقایسه کردن و ندیدن؟

تعصب دروغی راهی به جایی نداره ، پس چرا منصف نباشیم؟

هیچ دولت و هیچ کشوری مطلق مطلق خوب نیست، همه جا و بین همه ایرادات و مشکلات هست اما بخاطر بعضی مشکلات انصاف نیست چشمامونو رو همه ی خدمات و خوبی ها ببندیم.

انتخاب حق همه ی مردم بود . به انتخاب همه احترام بذاریم نه فقط به احساسات خودمون! 

 

اتفاقاتی رو که افتاد بد نبینیم و به هم نسبت ندیم همونطور که خود منم حتی شد از طرف طرفدارای تعصبی آقای موسوی  کمک مفصل خوردم که کبودی هاش هنوزم نرفته اما خدایی پای فهم پایین اون طرفدارها گذاشتم نه آقای موسوی...

خیلی ها اصلا به اصل ماجرا توجهی ندارن، ناراحتن چون این انتخابات براشون حکم یه شرط  بندی رو پیدا کرده بود ، حکم یه مسابقه که بخاطر باخت حالا گله مند شدن...

من رای ام رو به در اون لحظه فقط به پاس خون پاک  شهدا به صندوق انداختم نه بخاطر شرکت در یک ماراتون و برد و باخت...!

بعنوان یک جوان ایرونی واقعا شرمنده شدم و افسوس خوردم...

زنده باد ایران و ایرانی ، ایرانی که هرجای دنیا هم که باشه یه ایرونیه و بس.

 به امید ایرانی آباد و آزاد و سرافراز

 


بیست و چهارم خرداد 1388 به خط خطی parisa



خون آشام حقیقت یا افسانه...؟

 

 

خون‌آشام در افسانه‌ها و خرافات مردم اروپا، جنازه‌ای زنده است که شب‌ها از گور بیرون می یاد و برای تغذیه خود از خون مردم می‌مکه. بر اساس اعتقادات این موجودات دارای قدرت تفکر نبوده و فقط به دنبال قربانی میگشتند و البته در بعضی جاها اومده که اونها در روز مثل یک مرده واقعی به قبر بر می گردند و....

(در ادامه مطلب)

 



ادامه خی خطی هام

دوم خرداد 1388 به خط خطی parisa



Blog Skin